تبليغاتX
سروه

سروه

سلام خوش اومدین

سلام ب ه دوستای گلم از کسای که برام نظر گذاشتن ممنونمتا جای که یادم باشه یک ساله نظر نزاشتم واسه کسی قابل توجه   کسای که نوشتن برامون نظر نزار برا کسی نظر نزاشتم و نخواهم گذاشت چون مشتاق نیستم و عزیزی که نوشته بود نمیبخشمت عزیزم نیاز به ببخشش کسی ندارم چون خودت هنوز بخشیده نشدی و نظرای الکی هم دیگه نزارید چون خوشم نمیاد حتی بخونمش این وبلاگ هم واسه همیشه تعطیل شد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 12:10  توسط در به در...  | 

خدایا:اگر تو درد عاشقی را می کشیدی

 تو هم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی

 اگر چون من به مرگ آرزو ها میرسیدی

 پشیمان میشدی از اینکه عشق را آفریدی

 

 

اگر میتوانستم بروم ، میرفتم !

اگر میتوانستم قلبت را بشکنم ، دوایی برای درد قلب شکسته خود می یافتم!

اگر میتوانستم تو را به بازی بگیرم ، قلب من اینک بازیچه ای کهنه نبود!

اگر میتوانستم اشکت را درآورم ، اول از همه اشکهای خودم را پاک میکردم!

نه عزیزم من از تو دلشکسته ترم ، بیش از این مرا پریشان نکن ، من از تو خسته ترم!

اگر میتوانستم بدون تو بمیرم ، تا به حال صدها بار مردم ولی زنده شدم ،  

به عشق تو بیخیال آن دنیا شدم !

به تو عادت نکرده ام ، به عشق خیانت نکرده ام ، کاش میتوانستم فراموشت کنم ،  

تا امروز خودم یک فراموش شده نباشم  ،تا امروز اسیر غصه ها نباشم ،  

دلتنگ و آرزو به دل نباشم ، به امید فردا نباشم ،فردا نیز مثل امروز سخت میگذرد  

 نمیخوام بیش از این سردرگم و پریشان باشم!

کاش میتوانستم رها شوم از زندان تو، دوباره بشکن قلبم را که حکم آزادی  

در دستان توست!

کاش میتواستم رها شوم ، خاک پای سرنوشت را ببوسم و از زندان تو آزاد شوم!

 

 

 

دیگه عاشق نمیشم کسی مثل تو ندیدم

من فقط تو رو میخواستم که به تو نرسیدم

دیگه عاشق نمیشم دل به غریبه نمیدم

تو نباشی تا ابد از عشق چیزی نمیگم

 

 

 خواستم بگم دوست دارم...یکی دیگه عشقتو برد

 خواستم بگم مال منــــــی...یکی دیگه اسمتو برد

 حتی نشد بهـــــت بگم...پیشم بمون ای خوب من

 رفتی و عشق اون شدی...عشق تو شد غروب من

 دوست دارم اما چه حیـــف...عشق تو مال من نبود

 رفتــــــــی و بعد رفتنــت...هیچ کی به حال من نبود

 نمی دونم چـــــــی شد دلت...عشق منو باور نکرد

 صدای عاشقت با من حتی یه لحظه صبر نکرد

 آخــــه چـــــــرا؟؟؟

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 15:54  توسط در به در...  | 

جوجلكم

تقدیم به کسی که نمیدونم دوسش دارم هنوز یا نه فقط میدونم بد کرد خیلی.........

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ، خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد ، خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ، خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد

 

 

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ،
به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ،
نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ،
به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ،
نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم  تا ابد نشاندی

دیگه تمومه عشق من و تو

 دوست ندارم نمیخوام تو رو

دیگه تمومه عشق من و تو

خسته شدم من نمیخوام برو

عاشقت بودم تنهام گذاشتی

نفرینم نکن تو اینو خواستی

فرقی نداره عشق تو واسم

تو دیگه مردی دورشدی ازم

بهتره با هم نباشیم بی وفایی تموم شه

من میخوام مثل تو باشم دلم نامهربون شه

برو..... دیگه دست ازسر من بردار

برو.....شدم از هر چی عشق بیزار

برو.......................

 

به چه میخندی تو؟

به مفهوم غم أنگیز جدایی، به چه چیز؟

به شکست دل من یابه پیروزی خویش؟

به نگاهم که چه مستانه توراباورکرد؟

یابه أفسونگری چشمانت که مراسوخت وخاکسترکرد

به چه میخندی تو؟

به دل ساده ی من میخندی که دگرتابه أبدنیزبه فکرخود نیست؟

خنده دارأست بخند

 

نفرين به عشق و عاشقي 

               نفرين به بخت و سرنوشت 
  
  به اون نگاه كه عشقتو، تو سرنوشتِ من نوشت! 

نفرين به من... نفرين به تو... نفرين به عشقِ من و تو!

      به ساده بودنه منو... به اون دلِ سياهِ تو!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 20:35  توسط در به در...  | 

اگر عشقت به تو خیانت کرد تو نفرینش نکن بذار تقاصت را خدا از او بگیرد...

گفتی كه از یادم تو میری؟ نه عزیزم مگه میشه؟

بجا چشمام قلبم اما پیش توست تا همیشه

فاصله بین منو تو تا كجا دنباله داره؟

قسمت این بود كه جدا بمونیم از هم تا همیشه

روز موعود مطمئن باش كه زیادم دور نیست

من كنار تو تو مال من تا همیشه

نمی دونم كه چرا و با كی هستی........؟

نمی خوامم كه بدونم........

با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه

مگه تو نخواستی بال من و تو بمونه پا برجا

من كه ماندم ولی از تو خبری پیدا نمی شه

یك روزی یك وقت یجایی چشمم میوفته تو چشمات

اما این همون خیاله كه به من هست تا همیشه

نمی خوام كه نا امیدی بشینه تو قلب خست

چی دیدی خدارو شاید بشی مال من همیشه.

 

من قلب چاقو  خورده ام هم زنده ام هم مرده ام با بودنت گل کرده ام بارفتنت پژمرده ام

.

     تنهام خیالت پیشمه زخمه دل درویشمه هر جابسوزم خاطرت خاکستر آتیشمه

 

 

نه از فائق نه قایق مینویسم
نه از دشت شقایق مینویسم
به یاد لحظه های با تو بودن
به یاد آن دقایق مینویسم

 

نه از خاکم، نه از بادم،  نه در بندم، نه آزادم ... فقط مثل تو غمگینم، فقط مثل تو دلتنگم ...

 

نیستش

نمیدونم كجاست ... چه میكنه ... ولى میدونم كه ندارمش !

هیچوقت نخواستم كه تورو با چشمات به یاد بیارم ؛

نمیخواستم كه تورو تو گم‌ترین آرزوهام ببینم ؛

نمیخواستم كه بى‌تو به دیوارها بگم ، هنوزم دوستت دارم ...

آخه تو هول‌وهواى پریشونیا ، تو رو نداشتم !

تو گیرودار اى بابا دل تو هیچ ، حال اون خوش ؛ اى بى‌مروت !

دیگه دلى میمونه كه جور دل كبوتر بتپه ، كه با شما از جون زندگیش بگه ؟!

بگه كه هنوز زنده‌است ...

اگه صدا ، صداى منه ؛ نفس ، اگه نفس تو

بذار كه اون خوش‌غیرتاش بدونن كه دل ، دِله‌ و این دیگه دل نیست !

دیگه دل نمیشه !

نه دیگه این واسه ما دل نمیشه ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 10:55  توسط در به در...  | 

عاشق بودم تنها و تنهاتر شدم 

آتشی بودم لیکن خاکستر شدم

                           باغ جانم از مهر تو گنجینه بود

این زمستان جدایی آمد و پرپر شدم

                           گر چه کردم ذوق از آشنایی های تو

                            انتقام از من کشید آخر جدایی های تو

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 11:34  توسط در به در...  |